کرونا و فلسفه؛ وقتی دیگری جهنم است

به گزارش مجله پیوند، یادداشت زیر از منظری فلسفی به موضوع دیگری و اهمیت توجه به دیگری در شرایط بحرانی ابتلا به ویروس کرونا در جامعه پرداخته است.

کرونا و فلسفه؛ وقتی دیگری جهنم است

مجله پیوند - یاسر هدایتی : سارتر در نمایشنامه خروج ممنوع *(No Exit) از قول گارسین مرد ترسویی که از جنگ فرار نموده و اعدام شده می گوید جهنم یعنی دیگران و این اساس ایده فلسفی سارتر در این نمایشنامه تک پرده ای است . تا جایی که بعدتر بسیاری از نقد و آنالیز های فلسفی درباره این نمایشنامه به این مفهوم پرداخته اند که چگونه دیگری برای ما جهنم می گردد. دیگری ای که بودن ما به بودن اوست. ورای تفسیرهای مختلف در این باره سارتر خود درباره ایده جهنم بودن دیگری می گوید، منظور من از جهنم یعنی دیگران این است که اگر رابطه مان با دیگران بد و سخت است به این دلیل است که تنها دیگران می توانند جهنم باشند. زیرا برای شناخت از خودمان، دیگران مهم ترین چیز در خود ما هستند. اگر درباره خودمان تعمق کنیم در اساس از همان شناختی استفاده می کنیم که دیگران درباره ما دارند.

به عبارتی از نظر سارتر ما هر چه در باره خودمان بگوییم مبتنی بر داوری دیگران است و این تنها درحوزه شناخت و باورهای ما نیست بلکه هیجانات و احساسات ما نیز تابع همین موضوع است یعنی هرچه که در درون خودم نیز احساس می کنم داوری دیگران در آن نقش دارد. و این یعنی جهنم . زیرا سلب نماینده آزادی انسانی است و از طرفی وابستگی به دیگران یعنی وابستگی به همان عادات و رسومی که انسان ها درباره خود دارند و وقتی دیگری جهنم است یعنی من وابسته به دیگری، قربانی داوری هایی باشم که دیگران مرده (به لحاظ تنیدگی در عادات و رسمها و روزمرگی ها) درباره من دارند. و سارتر موکدا این موضوع را مبنایی برای اهمیت مشخص نماینده دیگران در زیست انسانی می داند.

این روزهای دنیاِ درگیر با ویروس کرونا، گویی مجالی برای بروز عینی -اگرچه با تفسیری متفاوت- این ایده سارتر است . دیگری که زیست ما در پیوند با اوست و به بیان فلسفی شناخت و آگاهی ما از خودمان وابسته به حضور اوست اکنون گویی تبدیل شده است به عامل خطر، نشانه ای برای مرگ . انسان مجبور و محکوم به زیستن با دیگری حالا باید از دیگری دوری کند تا زنده بماند . و این دیگری هر کس بیرون از ما معنی می گردد. حتی عزیزانی که گاهی معنای زیستمان را معطوف به آنها نموده ایم.

برای شرح دقیق تر این موضوع باید به آرای بعضی از فیلسوفان معاصر غربی اشاره کنم . در تاریخ فلسفه معاصر امانوئل لویناس را فیلسوف دیگری می دانند. فیلسوفی که با تاثیر از تبار یهودی اش و سنت فلسفی عبری بسط پدیدار شناسی آلمانی را در فرانسه پی گرفت. کلید واژه دیگری در اندیشه لویناس در نقد سنت هایدگری و هوسرلی و حتی می توان گفت کانتی و فراروی از فلسفه استعلایی مطرح می گردد.

برای نیفتادن در تله سخت گویی باید خلاصه اندیشه لویناس درباره مفهومدیگری را این گونه شرح دهم که از نظر لویناس وجود شخص وابسته به چهره دیگری و اشخاص دیگر است و به طور کلی نسبت های بین اشخاص است که مبنای اخلاق و دوستی فردی و اجتماعی قرار می گیرد.

با این وصف در اندیشه لویناس بر مبنای تقدم دیگری بر من ، نوعی تقدم اخلاق بر فلسفه به دست می آید. چرا که در فلسفه مبتنی بر تقدمِ دیگری، سرشت امور، سرشتی اخلاقی است زیرا مبتنی بر لحاظ دیگری است، و صندلی محوری فرد در دنیا به لحاظ حضور دیگری تحقق پیدا می نماید.

با صرف نظر از شرح فنی فلسفه لویناس در طراحی فلسفی اش این نکته را می خواهم بر جسته کنم که تاکید لویناس بر تقدم دیگری بر من پنجره فلسفه ِ اخلاقی متفاوت را نیز روبروی انسان معاصر می گشاید. اخلاقی که به واسطه آن انسان مسئولیتی نامحدود در برابر دیگری دارد. و البته که باید همواره او را بر خود مقدم داشته باشد. چرا که دیگری نشانه و علامتی است که به واسطه آن امر نامتناهی پدیداری و تجلی پیدا نموده است. پس رَواست که مطلق احترام و رعایت را نسبت به آن داشته باشیم و چنین است که از نظر لویناس اخلاق و توجه به دیگری نوعی فلسفه اولی و مقدم بر هر نوع فلسفه است . و این همان نقطه ای است که بعضی در نقد فلسفه اخلاق لویناسی آن را فرد گرایانه و آرمانی توصیف نموده اند.

شاید درک این موضوع با اطلاع از فرازی از زندگی لویناس قابل فهم تر باشد. فیلسوف یهودی زاده ای که بعضی از دوستان و اعضای خانواده اش را در هولوکاست از دست داده و رنج اردوگاه مرگ نازی را خود به گوشت و پوست حس نموده است . این را ضمیمه می کنم به سخن متفکر یهودی دیگری که او نیز رنج آشویتس را به جان حس نموده بود . ویکتور فرانکل روانپزشک و بنیان گذار معنادرمانی در توصیف شرایط دهشتناک اردوگاه نازی ها از کسانی می گوید که معنای زندگی را در بخشیدن جیره کم روزانه شان به دیگران ضعیفتر یافته بودند و آنان بودند که توانسته بودند از چنگال اهریمنی مرگ با یاری معنا یافتن زندگیشان بگریزند.

از نظر لویناس قواعد عقلانی، قراردادهای اجتماعی و قوانین محض به تنهایی قادر نیستند از فجایع اخلاقی که انسان معاصر در آن مدخلیت دارد جلوگیری نمایند و نگاه هستی شناسانه و سوبژکتیویستی کلاسیک که دیگری را فراموش می نماید خاستگاه این ناتوانی است. چرا که از نظر او اخلاق و سیاست جدایی ناپذیرند و صراحتا به نوعی اخلاق بین الاشخاص قائل می گردد که اساس عدالت است و اگر سیاست این بنیاد اخلاقی را رها کند تمامیت خواه خواهد شد زیرا او معتقد است قانون مقدم بر دوستی و محبت نیست، بلکه دوستی خود شرط وجود هر قانونی است.

از پس این مقدمات فلسفی،گریز ناگزیر مردم جوامع مبتلا به ویروس کرونا به قرنطینه شدن و حتی تقابل های افراطی خرده فرهنگها در جهنم بودن دیگری و اخلاق سقوط نموده در مواجهه با درد دیگری به باور من معنایی نه بر آمده از شرایط اضطراری اکنونی بلکه ماخوذ از پس زمینه دنیای سرمایه سالار، فردگرا و اخلاق فایده گرای سوژه محور موخر از فلسفه است که دیگری را نادیده می انگارد. دیگری ای که به تعبیر یاسپرس، روانپزشک و فیلسوف معاصر آلمانی ، انسان با آن شکل می گیرد. چرا که انسان به تعبیر فیلسوفان اگزیستانسیل موجودی آزاد است و دارای قدرت انتخاب و در ارتباط با دیگران است که خود خویش راشکل می دهد . و با این وصف بدون دیگری خود من هم وجود نخواهد داشت.

اما وقتی دیگری نادیده انگاشته می گردد، گویی داریم خویشتن خود را نفی می کنیم. به این ترتیب است که ویروس کرونا شاید برای انسان معاصر استعاره ای از اوج تنهایی اگزیستانسیال او نیز باشد. انسانی که حتی دیگر توان شناختن خویشتن خود را نیز ندارد. انسانی که دیگری برایش جهنم می گردد.

پی نوشت:

*در فارسی این نمایشنامه را با ترجمه استادحمید سمندریان با عنوان دوزخ می شناسیمش و ترجمه ناصر غیاثی از آن عنوان در بسته را دارد.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 10 اردیبهشت 1399 بروزرسانی: 10 اردیبهشت 1399 گردآورنده: lordlinks.ir شناسه مطلب: 327

به "کرونا و فلسفه؛ وقتی دیگری جهنم است" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کرونا و فلسفه؛ وقتی دیگری جهنم است"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید